JavaFILE
دعای فرج آقا امام زمان

کانال مولتی-مدیای آموزشی بانک مسکن برای دریافت اطلاعات بیشتر به کانال اطلاع رسانی من در تلگرام بپیوندید
و از مطالب جالب به اشتراک گذاشته شده در مورد حسابها و تسهیلات بانک مسکن استفاده نمائید.

واردشدن به صفحه بنده در تلگرام:
کانال مولتی-مدیای آموزشی بانک مسکن(جام تی-وی)
https://t.me/JamTV


مشاهده آنلاین پرواز هواپیماها بر فراز ایران و سراسر جهان
http://hoseinonline.mihanblog.com/extrapage/airline

بعلاوه  معرفی نرم افزارِ اندرویدی مربوطه با  قابلیت دانلود

پرسش و پاسخ حسین آنلاین
Ask Me   شما نیز میتوانید سوالات خود رادر این وبلاگ مطرح نمایید.

(( بعلت تنوع و تعدد سوالات و نیز مشکلات و گرفتاریهای شخصی؛ ممکن است زمان پاسخگویی سوالات کمی طولانی گردد که پیشاپیش از شما عذرخواهی مینمایم. همچنین خواهشمندم قبل از طرح سوال، حتما به سوالات سایر عزیزان و پاسخهای داده شده توجه فرمایید تا از طرح سوالات تکراری جلوگیری گردد. با تشکر))
 

تاریخ : پنجشنبه 13 آذر 1393
سلامی و والسلامی.
و دیگر ...





من اخلاقاً نمیتوانم مطلبی علیه این اقدام شما بنویسم.چه منشور اخلاقی را امضاء کردم باشم یا امضاء نکرده باشم. این در مرام من و بسیاری دیگر از قدیمی‌ترها نبوده و نیست. چرا که ما بخاطر لوح و تقدیر وارد این گود نشده ایم که حال بخواهیم از این گود(نه گور) خارج شویم.
عشق من و بسیاری از دوستان که از شمایان بهتر میشناسمشان یک شور و شعف درونی است. یک شور باطنی برای خدمتی افزون و متفاوت. شور و اشتیاقی برای ارتباط با هموطنان عزیزمان در سرتاسر کشور و خارج از کشور. شاید که بتوانیم گوشه ای از ابهامات و سوالات آنها را پاسخ دهیم و یا لااقل مرهمی باشیم بر دلهای شکسته آنها و روشن نمودن کورسوی امیدی در اعماق وجودشان.

((همین الان که این مطلب را مینویسم دختر شیرین زبانِ من-همو که چراغ خانه ماست- مرتب دستم را تکان داده و از من میخواهد که از مقابل کامپیوتر خود برخواسته و با او بازی کنم. موردی که بارها و بارها تکرار شده و اعتراض هرچند صبورانه همسر را نیز به همراه دارد.))

شاید هر روز و هرهفته و یا ماهیانه مطلب ننویسم اما هر روز سوالات بسیاری در قسمتهای مختلف وبلاگ دریافت میکنم که بایستی پاسخ دهم. ایمیلم را که باز میکنم سوالات هموطنان عزیزم را مشاهده میکنم که واقعا یکنفره قادر به پاسخگویی سریع به همه آنها نمیباشم. اما همین دعای همین هموطنان عزیز است که مرا در ادامه کار مصمم‌تر میکند. وقتی پیامهای آنها را دریافت میکنم که من را بعنوان برادر کوچکتر خود مخاطب قرار داده و دردل میکنند بار مسئولیت من سنگین‌تر شده و با همه گرفتاریهای کاری، درسی، خانوادگی و غیره بازهم خود را مصمم به ادامه دادن این مسیر میدانم تا شاید بتوانم گوشه‌ای از سوالات آنها را پاسخ داده و مشکل‌گشایشان باشم.

عزیزان! بنده اگر هم در این جمع حضور پیدا کردم شوق دیدار همکارانی بود که همیشه از ابراز لطفشان اعماق‌وجود مرا سرشار نموده و تماسهایی بود که جهت حضور در این جشنواره با من برقرار می‌نمودند و نیز دیدار اساتیدی که اغلب بصورت مجازی توفیق دیدارشان را داشته‌ام. وگرنه همیشه از صمیم قلب دوست داشتم اگر تشویقی هم هست برای همکاران تازه کارتر(در این عرصه) باشد تا بتوانند با علاقه و جدیت بیشتر به این سازمان و مردمِ‌شهر و میهن خود خدمت نمایند.

آری عزیزان!! این روش خوب و جالبی برای لِه نمودن بنده نبود. امیدوارم دیگر همدیگر را نبینیم زیرا این هتک احترامی که خواسته یا ناخواسته بوجود آمد هیچگاه قابل جبران نیست.همینجا و در وبلاگ خود خواهش میکنم که هیچ لوح و هدیه ای برای من نفرستید چون به خدا قسم به هیچ صورت نخواهید توانست این احترام مخدوش‌شده و دل‌شکسته را ترمیم کنید.

سخنی هم با هیات محترم داوران.
 استادان گرامی! شما که همیشه خواندن مطالبتان و همصحبتی و استفاده از تجاربتان در مقاطع مختلف باعث افتخار من بوده‌است، چه با قصد و‌ نیت و چه از سر قصور و عدم‌تعمد؛ چه بر اثر فشار و چه در اثر برخی ملاحظات؛ در هرصورت؛ متاسفم که اعتبار حرفه ای خود را چنین بر سر چوب حراج قرار داده و نام و آوازه‌ی شایسته و والای خود را مخدوش نمودید. بنده نه نامی از این مراسم آوردم و نامی از شما اساتید عزیزم، نه عکسی و نه اشاره‌ای. اما مطمئن باشید که پایمال نمودن زحمت چندین‌ساله من و همکارانم در این حوزه، عملی غیرحرفه‌ای و غیرمنصفانه میباشد. دیدار مجدد ما در پیشگاه آن قادر متعال،که شاهد اعمال همه ماست. او که میفرماید: "وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ" .
یا حق.





طبقه بندی: خاطرات و دلنوشته ها،  نگاهی به وبلاگ همکاران، 
ارسال توسط حسین كمیلی
تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391
((با سلام. به مناسبت آغاز سال تجصیلی جدید این مطلب رو آوردم بالا))
---------------------------------------------------------------------------

اولین روز دبستان بازگرد      کودکی ها،شاد و خندان باز گرد

همکلاسیهای من یادم کنید        باز هم در کوچه فریادم کنید
کاش می شد باز کوچک می شدیم     لااقل یک روز کودک می شدیم ...


:. باز هم آغاز سال جدید تحصیلی و باز هم شور و احساسی عجیب
 باز هم خاطرات دوران کودکی
.:

آغاز سال جدید تحصیلی



این آهنگ رو حتماً یادتون هست:

آغاز سال نو با شادی و سرور    همدوش و همزبان حرکت به‌سوی نــــور
آغاز مدرسه وقت شکفتن است    در زنگ مدرسه بیداری من است
...

اون موقع وقتی تلویزیون این آهنگ رو میزاشت به این معنا بود که باید خودمون رو آماده میکردیم برای رفتن به مدرسه.
درواقع مثل یک مارش نظامی که رزمندگان را برای رفتن به جبهه و پیکار آماده میساخت؛ این آهنگ هم ما رو برای رفتن به مدرسه آماده و ترغیب میکرد.


- یاد آن دوران به‌خیر -





طبقه بندی: خاطرات و دلنوشته ها، 
ارسال توسط حسین كمیلی
تاریخ : سه شنبه 2 اسفند 1390
یک روز زیبای بهاری و هوایی مطبوع و کمی سرد.

 سارا با ماشین خود در جاده‌ای جنگلی به آرامی در حال رانندگی بود.




و آقایی هم در لاین مخالف، بی محابا و شتابان در حال نزدیک شدن بود



وقتی این دو به هم رسیدند

ســارا شیشه ی ماشینش رو پایین میکشه و هراسان خطاب به آقا فریاد میزنه
حیــــــــــــوووووون


آقا هم بلافاصله داد میزنه
خودتی میــــــــــــــــــمووووووون


هر دو به راه خود ادامه دادند
و   (مراجعه به ادامه مطلب)


ادامه مطلب
طبقه بندی: گذری و نظری،  نکته ها و پندها،  خاطرات و دلنوشته ها، 
ارسال توسط حسین كمیلی
تاریخ : سه شنبه 13 دی 1390
سلام
happy new year

 دراین قسمت خواهیم خواند:


1- یک متن عجیب!
2- همـکار تـازه وارد

3- ماجرای تله مــوش
4- ماجرای هیـزم شـکن
5- ماجرای یک کسری صندوق

6- رقابت ناسالم دو بانک
7- چهار نکنه جالب در مورد موبایل

8- ایران چک تقلبی به روش جدید
9- پاسخ وبلاگ نویس ایرانی به بی‌بی‌سی

10-و چند مطلب زیبای دیگر. همگی در ادامه همین مطلب




ادامه مطلب
طبقه بندی: نگاهی به وبلاگ همکاران،  خاطرات و دلنوشته ها، 
ارسال توسط حسین كمیلی
تاریخ : چهارشنبه 16 آذر 1390
سلام

در اینکه تمام سعی و تلاش اکثر ما افراد بخاطر تامین آسایش خود و خانواده مان میباشد بحثی نیست.و در اینکه انسانهای بسیاری نیز وجود دارند که تلاش بسیاری در جهت تامین آسایش دیگران مینمایند هم شکی وجود ندارد.

داستان اسکروچ خسیس را حتما بخاطر دارید.اما این داستان علی الظاهر تخیلی؛ متاسفانه شده است داستان زندگی بسیاری از ما مردمان که سر در گریبان برده و جز کار و حرفه خود به هیچ چیز دیگر نمی اندیشیم.اما هنگامی چشم باز میکنیم که بسیار دیر شده و فرصت جبران به انتها رسیده است.

دو خاطره:
1- اقوام پیرمرد به داخل بانک یورش آورده تا آنچه را که او سالها ذره ذره بر هم نهاده بود بین خود تقسیم کنند و چه شادی زاید الوصفی بود مرگ او برای خانواده اش... !!!

2- حالا فهمیده بود که هر سه داماد او دندان تیز کرده اند تا لحظه مرگ او فرا رسد. و اینچنین بود که فکر بکری به ذهن او رسید.... !!!


مطالب فوق ؛ داستان زندگی دو نفر از همین مردم است . آنهایی که فقط کار کردند و کار . اندوختند و نخوردند و نبخشیدند. تا اینکه وقت امتحان به پایان رسید و باید برگه ها را بالا میگرفتند . دیگر فرصتی برای نوشتن نداشتند....

ادامه این دو روایت و داستان واقعی و  فوق العاده جالب و عبرت انگیز را در ادامه همین مطلب مطالعه بفرمایید.



ادامه مطلب
طبقه بندی: نکته ها و پندها،  خاطرات و دلنوشته ها، 
ارسال توسط حسین كمیلی
تاریخ : دوشنبه 30 آبان 1390
مدیریت بر زیرمجموعه در شرایطی كه بیشترین آنان افراد تحصیلكرده و اهل مطالعه باشند بسیار دشوار و درعین حال ساده است(؟!)
دشوار است چون همه افعال شما را زیرنظر می‌گیرند و تجزیه و تحلیل می‌كنند. و ساده است چون می‌فهمند!

ســلام؛
مدیریت در بانکمطلبی را که در این قسمت مشاهده خواهید نمود مربوط میشود به خاطرات شخصی جناب آقای حسین زاده از اعضای محترم هیئت مدیره بانک ملی ایران.من که شخصا از خواندن این خاطرات؛ بسیار لذت بردم و لذا یک پرینت از آن تهیه نموده تا در اختیار همکارانم قرار دهم.همچنین قسمتهای اصلی را های‌لایت نموده و زیر برخی از مطالب خط کشیدم.در ابتدا این مطالب را در اختیار یکی از همکاران بازنشسته که دارای سابقه مدیریتی میباشند قرار دادم که نظر ایشان را جویا شوم. ایشان در ابتدا ضمن ابراز بی‌‌میلی نسبت به خواندن اینگونه مطالب؛ نداشتن فرصت کافی را پیش کشیدند اما موقعی که قسمتی از این خاطرات را برای ایشان تعریف نمودم کاغذهای منگنه شده را ازمن گرفته و شروع به مطالعه نمودند.لحظاتی بعد وقتی چشمم به ایشان افتاد که عینک خود را به پایین کشانده و غرق در مطالعه این مطلب بود! وقتی هم خواندن این خاطرات را به اتمام رساند در حالیکه برقی را در چشمانش مشاهده مینمودم اظهار داشت: "عالی بود.احسنت..."!

*******************************

آن تغییرات هم چاره‌ساز نشدند. آب همان بود و كوزه همان.
شعبه روز به روز در تمامی شاخص‌ها سقوط می کرد و رو به زوال می رفت.

می دانستم كاركنان با اعصابی خرد و داغان با مراجعین و مشتریان برخورد می‌كنند.
تصاویر همكاران آن شعبه كه با چه مشقتی كار می‌كنند از ذهنم دور نمی‌شد. چهره های همیشه غمگینشان مرا رها نمی کرد. ....

خواندن کامل این مطلب را که در قالب خاطراتی زیبا بیان گردیده است به همه بازدیدکنندگان وبلاگ - خواه علاقه مندان به مبحث مدیریت و خواه سایر بازدیدکنندگان - توصیه میکنم.


ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات و دلنوشته ها،  نکات و مطالب مدیریتی، 
ارسال توسط حسین كمیلی
تاریخ : پنجشنبه 24 شهریور 1390
       آغاز سال نو، با شادی و سرور        هم‌دوش و هم‌زبان، حرکت به سوی نور
آغاز مدرسه، فصل شکفتن است     در زنگ مدرسه، بیداری من است

       در دل دارم امید، بر لب دارم پیام     هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام  

ادامه این سرود خاطره انگیز و لینک دانلود در ادامه همین مطلب)

سلام دوستان
وقتی ماه مهر میرسه ؛ دیگه سرصبحها موقع رفتن به محل کار، کوچه و خیابونا رو خالی نمیبینم . دیگه تنها نیستم .روزهای اول که بدجور دلم هوای روزهای درس و مشق و مدرسه رو میکنه.
یاد ایام کودکی - وبلاگ حسین کمیلیسال اول و دوم دبستان رو بخاطر تحصیلات پدرم در تهران بودیم و من و برادرم، در بین بچه های پر شر و شور تهرونی، خیلی ساکت و مظلوم بوده و قاطی اونا نمیشدیم.یادش بخیر آقای "استاره" ناظم مدرسمون؛ به من و داداشم خیلی محبت میکرد.هیچوقت یادم نمیره وقتی که یه روز در صف صبحگاهی ؛ پس از اهدای جوایز ، یک دونه جایزه بزرگ مونده بود که قرار بود به منظم ترین شاگرد مدرسه اهدا بشه اما اسمی از او برده نشد.آقای ناظم یکبار دور کل صفها چرخی زد.همه دست به سینه ایستاده بودن تا شاید این جایزه بزرگ آخری رو تصاحب کنن.دور اول آقای ناظم تموم شد و دوباره از کنار صفها شروع به دور زدن کرد و ناگهان از پشت سر دست منو گرفت.فکر کنم بین اون همه دانش آموز ، فقط من بودم که انتظار جایزه گرفتن نداشتم چون کلی وحشت کردم ولی وقتی تعریفهای آقای ناظم رو شنیدم ته دلم آروم گرفت...هنوز هم دوست دارم حتی برای یک روز که نه یک ساعت یا یک لحظه هم که شده به اون دوران اول تحصیل برگردم.
روز اول مدرسه رو دست در دست مادرم به مدرسه میرفتم یادم نمیره وقتی که دندونام به خاطر
دلهره زیاد و غریبی در اون شهر بزرگ بی اختیار به هم میخورد و من سعی میکردم که این موضوع را از مادرم مخفی کنم ... یادش بخیر.

در ضمن آخر شهریور هفته دفاع مقدسه.برای من ، در اون چند سال که تهران بودیم خاطراتی کودکانه ای برای همیشه در پس زمینه ذهنم وجود داره.آژیر قرمز مثل بازی قایم باشک میموند که باید فرار میکردیم و در زیر زمین خونه پناه میگرفتیم چراغها رو خاموش میکردیم و در همان عالم بچه گانه گوش تیز میکردیم که صدای انفجاری میشنویم یا نه!!! اما وقتی به شهر خودمون(نیشابور) برگشتیم صدام نامرد موشک باران تهران را شروع کرده بود که جمعیتی زیادی از هموطنان غرب کشور و تهرانیها به شهرهای شرقی کشور پناه آورده بودن و یادم نمیره که اطراف مقبره خیام در نیشابور جای سوزن انداختن نبود چون پر بود از کسانی که شهر و دیار و کار و زندگی خود را رها کرده بودن و آواره شده بودن.در هر کلاس هم چند نفر همکلاسی جنگزده داشتیم...

در ادامه همین مطلب با هم مروری خواهیم کرد به خاطرات زیبایی از اون دوران.


ادامه این مطلب...
طبقه بندی: خاطرات و دلنوشته ها، 
ارسال توسط حسین كمیلی
تاریخ : دوشنبه 25 مرداد 1389

سلام ؛ نمیدونم اصطلاح  "سفته بازی"  به گوشتون خورده ؟

سفته بازی در ایران عموما در بورس اوراق بهادار و موقعی اتفاق میفته كه قیمت یك سهام خاص

بدون دلیل و صرفا با یك حمایت قوی مالی یك یا چند نفر شروع به رشد میكنه. و اینجاست كه

سهامداران جزء از همه جا بیخبر كه فكر میكنن لابد اتفاقی در اون سهام افتاده ، یورش میارن به سمت خرید!

اون حضرات سفته باز هم وقتی خوب قیمت سهم رو بالا بردن، سهام خود را كه اتفاقا

خیلی هم خریدار پیدا كرده میفروشن. دراینجا دوباره سهامداران عزیز جزء كه میبینن

این سهم به تعداد زیاد فروشنده داره از كرده خود پشیمان گشته و آنها نیز به صف فروشندگان میپیوندند!!

حالا این وسط كی سود میكنه و كی ضرر كاملا مشخصه .

و اما حالا من میخوام كسی رو معرفی كنم كه شما میتونین با تعامل مثبت با او،

خرید و فروشهای مناسب و پر سودی داشته باشید......



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات و دلنوشته ها، 
ارسال توسط حسین كمیلی
تاریخ : جمعه 22 مرداد 1389
سلام

الهم لك صمنــــــــــــا و علی رزقك افطرنــــــا....
فرارسیدن ماه مبارك رمضان بر شما مبارك.

                  

  

 

 

 

کاش، در این رمضان لایق دیدار شوم    
سحری با نظر لطف تو بیدار شوم
 کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان
 تا که همسفره تو لحظه ی افطار شوم
 

                              


ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات و دلنوشته ها، 
ارسال توسط حسین كمیلی
تاریخ : جمعه 1 مرداد 1389
شروع به حساب و کتاب کرد ، چند لحظه بعد گفت: اشتباه کردم، پولی که بهت دادم یه میلیون صد و پنجاه بوده!!!!!!!!!! بیخود مارو نپیچون!!!

دو خاطره جالب را در مورد مسائل بوجود آمده در حواشی تحویلداری در بانک را در ادامه مطلب خواهم نوشت....


ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات و دلنوشته ها،  نگاهی به وبلاگ همکاران، 
ارسال توسط حسین كمیلی
تاریخ : یکشنبه 20 تیر 1389
افرادی كه غیر بانكی هستند میگن پول شمردن خیلی لذت بخشه !! نظر شما چیه ؟!
میدونم میگین كه بـــله پول شمردن خــــــیلی كیف داره به شرطی كه پول خود آدم باشه !!

حالا خاطره یكی از همكاران را از این لذت وصف ناپذیر باهم بخوانیم....!!!


امروز ساعت آخر کاری خانومی یه کیسه پر از پول نقد آورد تابه حساب جدیدش واریز کنه.

بی خبر از همه جا کیسه نایلونی رو گرفتم و طبق روال خواستم که پولها رو بشمرم و مجددا بسته بندی کنم

اما خدا به دور کنه !!!

تمام پولها کپک زده بودند و مرطوب و خیس بودند شمردن اونها خیلی سخت بود نمی دونستم که این همه پول رو چه جوری بایست بشمرم تا اینکه آقایون همکار به کمکم اومدند تا پولها رو بشماریم.

خانومه میگفت از ترس پسرهاو شوهرش پولها رو به مدت شش ماه تمام زیر یه درخت چال کرده بود تا دست هیچکی به پولهاش نرسه.من با احترام پولهای خانومه رو می شمردم اما ....بعد از شمردن پولها به خاطر بوی بد و گرد کپکها حالم بد شد و....      اما چاره چیست؟؟؟

      به نقل از وبلاگ http://bsi57.blogfa.com              

ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات و دلنوشته ها،  نگاهی به وبلاگ همکاران، 
ارسال توسط حسین كمیلی
جدیدترین اخبار بانک مسکن :                          
>> معرفی خدمات جدید موبایل بانک مسکن(شبا-بارکد و...) +لینک دانلود  - اطلاعات بیشتر در اینجــا
>>
معرفی همبانک مسکن-متصدی خدمات متنوع بانکی در دستان شما!! - اطلاعات بیشتر در اینجــا
>
> افزایش سقف تراكنش‌های مالی از درگاه‌های الكترونیك بانك مسكن-اطلاعات بیشتر در اینجــا
>> شرایط جدید ملک خریداری‌شده جهت دریافت وام خریدمسکن - اطلاعات بیشتر در اینجــــــا
>
> نرم افزار‌جدید موبایل‌بانک مسکن مبتنی بر سیستم‌عامل IOS-اطلاعات بیشتر در اینجــا
>> امكان ارسال پایا و ساتنا از طریق خودپردازهای بانك مسكن- اطلاعات بیشتر در اینجــا
>> برداشت وجه بدون کارت از خودپردازهای بانک مسکن!!! - اطلاعات بیشتر در اینجــــا
>
> آشنایی با سیستم پرداخت الکترونیکی عوارض - اطلاعات بیشتر در اینجــــــــــا


:. خدمات مشتریان بانک مسکن با شماره تماس66723015-021 پاسخگوی سوالات شما عزیزان
      در حوزه
خدمات بانکداری الکترونیک می باشد.
:. همچنین برای طرح سوالات خود در زمینه وام و تسهیلات بصورت تلفنی با شماره 61088-021
      دایره ارتباط با مشتریان بانک مسکن تماس حاصل نمایید.

:. بنده نیز در همین وبلاگ تا حد امکان پاسخگوی سوالات شما عزیزان خواهم بود . شما میتوانید سوالات خود را در این لینک ثبت نمایید:   http://hoseinonline.mihanblog.com/post/237 





در این وبلاگ
در كل اینترنت

کمک به کودکان عزیز سرطانی

ساعت اختصاصی وبلاگ


امروز :
اطلاع‌رسانی صوتی-تصویری
در وبلاگ حسین کمیلی

ادامه اطلاع رسانی بصورت ویدوئو-کلیپ
در پایین همین ستون
مطالب متنوع
موضوعات
آرشیو مطالب
امکانات جانبی(1)
اخبار گوناگون

امکانات جانبی (2)
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
  • پراکندگی جغرافیاییِ بازدیدکنندگان این وبلاگ
  • free counters Search Engine Submission - AddMe
    استــخدام

    آگهـــــــــی
    ادامه اطلاع‌رسانی صوتی-تصویری
    در وبلاگ حسین کمیلی


    ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو