بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 8 اردیبهشت 1391
سلام ؛
بعضی وقتها یک موضوعاتی جالبی پیش میاد که دوست دارم با شما هم در میان بگذارم.
طبقه بندی: گذری و نظری،
بعضی وقتها یک موضوعاتی جالبی پیش میاد که دوست دارم با شما هم در میان بگذارم.
1- روزنامه خراسان(پنجشنبه 91/02/07)
این هم از عجایب اقتصاد ایران؛ کاه بی خاصیت کیلویی ۷۰۰ تومان، آن وقت جو کیلویی ۶۵۰ تومان!!!


2- این خبر بهانهای شد که خاطرهای را برایتان نقل کنم. یکی از دوستان که ساکن لندن است تعریف میکرد که در آنجا مناطقی از شهر که دارای تراکم ساختمانی کمتری باشند بعلت ازدحام و سروصدایکمتر و آبوهوا و فضای شهری بهتر و امکانات بهاندازه و مناسب جهت ساکنین؛ مرغوبتر محسوب شده و گرانتر هستند و معمولا دیپلماتها، تجار، کارخانه داران و کسبه مشهور در آن مناطق ساکن هستند.و مناطق پرتراکم در آنجا، بعلت شلوغی و ازدحام بیشتر ، ارزانتر میباشند.
اما جالب است که در ایران هرچه منطقهای دارای تراکم بیشتری باشد(که به تَبـَع آن شلوغتر میباشد) گرانتر بوده و این خود یک مزیت عمده برای آن منطقه به شمار میرود!
3- یادتان میآید شیرهای شیشهای را با درهای کاغذسربی!
اما خیلی وقت است که شیرها هم پاکتی(پلاستیکی) شدهاند. چند سال اول که خوب قیمتش کنترل میشد اما از سال "گاو" به بعد، این زبون بسته هم صداش دراومد. از وقتی هم که یارانهها هدفمند شدند این گاوهای ناقلا چموش شدن و روز به روز نازشون بیشتر شد. امسال هم که سال "نهنگ" هستش و پرآبی و آب بستن و از اینجور حرفا. امــــا هر چی باشه به سلامتی، صف شیر صبحگاهی از جلو مغازه ها جمع شد! و برای اینکه بچه های مردم بی شیر(منظور پروتئین) نمونن در مدارس به اونا شیر میدن(البته پاکتی!). خب یکی از دوستان فرهنگی تعریف میکرد که اگه همین رو هم ندن سنگین تره! چون بچهها خوردن شیرٍ سرد و بی مزه رو بخصوص در زمستونا دوست ندارن و بجاش روی هم شیر میپاشن!!
4- خب حالا برای اینکه مطلب بیشتر از این شیرتوشیر نشه یک کلیپ تبلیغاتی جالب رو براتون آپلود میکنم که بیمناسبت با سال تولید ملی هم نیست . این تیزر ، مربوط میشه به تبلیغ پودر لباسشویی ایرانی "دریـا" در افغانستان.


اما جالب است که در ایران هرچه منطقهای دارای تراکم بیشتری باشد(که به تَبـَع آن شلوغتر میباشد) گرانتر بوده و این خود یک مزیت عمده برای آن منطقه به شمار میرود!
3- یادتان میآید شیرهای شیشهای را با درهای کاغذسربی!اما خیلی وقت است که شیرها هم پاکتی(پلاستیکی) شدهاند. چند سال اول که خوب قیمتش کنترل میشد اما از سال "گاو" به بعد، این زبون بسته هم صداش دراومد. از وقتی هم که یارانهها هدفمند شدند این گاوهای ناقلا چموش شدن و روز به روز نازشون بیشتر شد. امسال هم که سال "نهنگ" هستش و پرآبی و آب بستن و از اینجور حرفا. امــــا هر چی باشه به سلامتی، صف شیر صبحگاهی از جلو مغازه ها جمع شد! و برای اینکه بچه های مردم بی شیر(منظور پروتئین) نمونن در مدارس به اونا شیر میدن(البته پاکتی!). خب یکی از دوستان فرهنگی تعریف میکرد که اگه همین رو هم ندن سنگین تره! چون بچهها خوردن شیرٍ سرد و بی مزه رو بخصوص در زمستونا دوست ندارن و بجاش روی هم شیر میپاشن!!
4- خب حالا برای اینکه مطلب بیشتر از این شیرتوشیر نشه یک کلیپ تبلیغاتی جالب رو براتون آپلود میکنم که بیمناسبت با سال تولید ملی هم نیست . این تیزر ، مربوط میشه به تبلیغ پودر لباسشویی ایرانی "دریـا" در افغانستان.


(عکسهایی از تیزر تلویزیونی پودر دریا در افغانستان-محصولی از تولی پرس- حجم ویدئو 8.5mb)
طبقه بندی: گذری و نظری،
ارسال توسط حسین كمیلی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 29 فروردین 1391

نام و نام خانوادگی : خسرو زارع
شغل : مدیر سابق نرمافزاری شرکت انیاک
نام وبلاگ : ircard.blogspot.com
علت مشهور شدن : سرقت اطلاعات(!!)
$-----------------------------------48271305843129-------------------------------------------$
((چگونگی لو رفتن رمز عابر بانک من))
ماجرا از آنجا شروع شد که :
با یکی از دوستان قدیمی بوسیله گوگلتاک در حال گفتگو بودم که از من خواست شماره کارت خود را به او بدهم تا مبلغی را به حساب من واریز نماید. وقتی که علت را از او جویا شدم فقط به این جمله بسنده کرد: "تا پنج دقیقه دیگه میفهمی"!!
و ارتباط را بصورت موقت قطع نمود.لحظاتی بعد دوباره اتصال برقرار شد و از من خواست که فقط رقم اول رمز عابر بانکم را به او بدهم.و بازهم علت آنرا توضیح نداد.خیلی کنجکاو بودم که بفهمم چه بلایی میخواهد سر حساب من در بیاورد!
و او پس از چند ثانیه مکث جواب داد: "احیاناً رمز کارت جنابعالی ، 3058 نیست؟" !!
داشتم شاخ در میاوردم.پرسیدم: اِ اِ اِ تو از کجا فهمیدی؟ هکر شدی و ما خبر نداشتیم؟.....
با یکی از دوستان قدیمی بوسیله گوگلتاک در حال گفتگو بودم که از من خواست شماره کارت خود را به او بدهم تا مبلغی را به حساب من واریز نماید. وقتی که علت را از او جویا شدم فقط به این جمله بسنده کرد: "تا پنج دقیقه دیگه میفهمی"!!
و ارتباط را بصورت موقت قطع نمود.لحظاتی بعد دوباره اتصال برقرار شد و از من خواست که فقط رقم اول رمز عابر بانکم را به او بدهم.و بازهم علت آنرا توضیح نداد.خیلی کنجکاو بودم که بفهمم چه بلایی میخواهد سر حساب من در بیاورد!
و او پس از چند ثانیه مکث جواب داد: "احیاناً رمز کارت جنابعالی ، 3058 نیست؟" !!
داشتم شاخ در میاوردم.پرسیدم: اِ اِ اِ تو از کجا فهمیدی؟ هکر شدی و ما خبر نداشتیم؟.....
اخبار، عکس و فیلم مصاحبه آقای زارع با BBC را میتوانید در ادامه مطلب مشاهده نمایید.
ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب بانکی، گذری و نظری،
ارسال توسط حسین كمیلی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 29 اسفند 1390

برایت یک بغل گنــــــدم - دلی خشــنود از مردم
برایت قـــدرت آتش - که دشمن را زنی آتــــــش
برایت سفرهای ساده - حـلال و پـــــاک و آمــاده
برایت یک بغل احسـاس - دوبیتیهای عطر یاس
برایت هرچه خوبی هست ... صمیمانه دعا کردم عیدتان مبارک و دلهایتان بهاری باد
برایت قـــدرت آتش - که دشمن را زنی آتــــــش
برایت سفرهای ساده - حـلال و پـــــاک و آمــاده
برایت یک بغل احسـاس - دوبیتیهای عطر یاس
برایت هرچه خوبی هست ... صمیمانه دعا کردم عیدتان مبارک و دلهایتان بهاری باد
ارسال توسط حسین كمیلی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 21 اسفند 1390
سلام
این آخر سالی چندبار میخواستم مطلب جدید بزارم ولی نشد که نشد.
تا اینکه این دفعه یه موضوع ناخواسته پرید وسط. میخواستم ننویسم. ولی نشد که نشد!
طبقه بندی: گذری و نظری، یک مطلب دیگر،
این آخر سالی چندبار میخواستم مطلب جدید بزارم ولی نشد که نشد.
تا اینکه این دفعه یه موضوع ناخواسته پرید وسط. میخواستم ننویسم. ولی نشد که نشد!
چند روز هست که توی این فکر هستم که پولام رو جمع و جور کنم و تفاوت بیمه ماشین رو پرداخت کنم.
به خانم گفتم که خرید عید ممنوع. چون هم قیمتا خیلی رفته بالا و هم فولوس لا موجود!...
داشتیم یه جورایی به توافق میرسیدیم که ناگهـــــــــــــــان پیامک مسرت بخشی؛ خود را اینگونه وسط ماجرا پرتاب نمود!

پی نوشت اول:
همسرگرامی : ما رو سر کار گذاشتی؟! بده اون پولا رو . ما چقدر ساده ایم!
پی نوشت دوم:
تو یه سایت نوشته بود که این خود انصرافی مخصوص حقوقهای بالای سه میلیون تومان است ولی چون تمام حقوق و مزایای و اضافه کار ماهیانه من نصف این مبلغ هم نمیشود و از طرفی چون سازمان هدفمندی هم زبونم لال هیچوقت اشتباه نمیکنه پس لابد یه جایی دارن حق منو میخورن! ما چقدر ساده ایم!!
پی نوشت سوم:
خوشم میاد که سری تو سرها درآووردم.باید این بیمه ماشین رو بدم عینک ریبون بگیرم.
برم ببینم تو لیست پولدارهای دنیا چندم هستم؟! پس فعلاً خدانگهدار.
لینکهای مشابه:
لینک اول : آیا این بود شناسایی 10 میلیون متمکن؟!
لینک دوم : واکنش سازمان هدفمندی به انتقادات مردم درباره پیامک ارسالی: درصدی اشتباه شده ، نگران نباشید!
لینک سوم : کاریکاتور / در حاشیه پیامکهای هدفمندی یارانه
به خانم گفتم که خرید عید ممنوع. چون هم قیمتا خیلی رفته بالا و هم فولوس لا موجود!...
داشتیم یه جورایی به توافق میرسیدیم که ناگهـــــــــــــــان پیامک مسرت بخشی؛ خود را اینگونه وسط ماجرا پرتاب نمود!

پی نوشت اول:
همسرگرامی : ما رو سر کار گذاشتی؟! بده اون پولا رو . ما چقدر ساده ایم!
پی نوشت دوم:
تو یه سایت نوشته بود که این خود انصرافی مخصوص حقوقهای بالای سه میلیون تومان است ولی چون تمام حقوق و مزایای و اضافه کار ماهیانه من نصف این مبلغ هم نمیشود و از طرفی چون سازمان هدفمندی هم زبونم لال هیچوقت اشتباه نمیکنه پس لابد یه جایی دارن حق منو میخورن! ما چقدر ساده ایم!!
پی نوشت سوم:
خوشم میاد که سری تو سرها درآووردم.باید این بیمه ماشین رو بدم عینک ریبون بگیرم.
برم ببینم تو لیست پولدارهای دنیا چندم هستم؟! پس فعلاً خدانگهدار.
لینکهای مشابه:
لینک اول : آیا این بود شناسایی 10 میلیون متمکن؟!
لینک دوم : واکنش سازمان هدفمندی به انتقادات مردم درباره پیامک ارسالی: درصدی اشتباه شده ، نگران نباشید!
لینک سوم : کاریکاتور / در حاشیه پیامکهای هدفمندی یارانه
طبقه بندی: گذری و نظری، یک مطلب دیگر،
ارسال توسط حسین كمیلی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 2 اسفند 1390
یک روز زیبای بهاری و هوایی مطبوع و کمی سرد.
سارا با ماشین خود در جادهای جنگلی به آرامی در حال رانندگی بود.
و آقایی هم در لاین مخالف، بی محابا و شتابان در حال نزدیک شدن بود

وقتی این دو به هم رسیدند
ســارا شیشه ی ماشینش رو پایین میکشه و هراسان خطاب به آقا فریاد میزنه
حیــــــــــــوووووون
آقا هم بلافاصله داد میزنه
خودتی میــــــــــــــــــمووووووون
هر دو به راه خود ادامه دادند
و (مراجعه به ادامه مطلب)
سارا با ماشین خود در جادهای جنگلی به آرامی در حال رانندگی بود.
و آقایی هم در لاین مخالف، بی محابا و شتابان در حال نزدیک شدن بود

وقتی این دو به هم رسیدند
ســارا شیشه ی ماشینش رو پایین میکشه و هراسان خطاب به آقا فریاد میزنه
حیــــــــــــوووووون
آقا هم بلافاصله داد میزنه
خودتی میــــــــــــــــــمووووووون
هر دو به راه خود ادامه دادند
و (مراجعه به ادامه مطلب)
ادامه مطلب
طبقه بندی: گذری و نظری، نکته ها و پندها، خاطرات و دلنوشته ها،
ارسال توسط حسین كمیلی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 20 بهمن 1390
سلام
قبل از اعلام نرخهای جدید سود و تسهیلات بهتر دیدم که حسابی را که به مناسبت دهه مبارک فجر؛ حساب "طلوع فجر" نامگذاری گردیده است خدمتتان معرفی نمایم . زمانهای متنوع و نرخهای نسبتاً بالاتر، از مزایای این حساب میباشد.زمان افتتاح این حساب فعلاً از 12بهمن ماه تا پایان سال90 تعیین گردیده است.
برای اطلاع از جدیدترین نرخهای انواع وامهای مسکن و اطلاع از سود سپردهها به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب بانکی،
دنبالک ها: حساب ممتاز(اوراق)، حساب مسکن جوانان، حساب پس انداز مسکن، محاسبه اقساط وام مسکن،
قبل از اعلام نرخهای جدید سود و تسهیلات بهتر دیدم که حسابی را که به مناسبت دهه مبارک فجر؛ حساب "طلوع فجر" نامگذاری گردیده است خدمتتان معرفی نمایم . زمانهای متنوع و نرخهای نسبتاً بالاتر، از مزایای این حساب میباشد.زمان افتتاح این حساب فعلاً از 12بهمن ماه تا پایان سال90 تعیین گردیده است.| مدت سپرده گذاری (ماه) | سود پرداختنی |
| 11 | 16 |
| 15 | 17.5 |
| 18 | 19 |
| 22 | 19.5 |
برای اطلاع از جدیدترین نرخهای انواع وامهای مسکن و اطلاع از سود سپردهها به ادامه مطلب مراجعه نمایید. ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب بانکی،
دنبالک ها: حساب ممتاز(اوراق)، حساب مسکن جوانان، حساب پس انداز مسکن، محاسبه اقساط وام مسکن،
ارسال توسط حسین كمیلی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 بهمن 1390
1- وقتی که من منجمد شدم! (انیمیشن)
ارسال توسط حسین كمیلی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 13 دی 1390
سلام
دراین قسمت خواهیم خواند:
1- یک متن عجیب!
2- همـکار تـازه وارد
3- ماجرای تله مــوش
4- ماجرای هیـزم شـکن
5- ماجرای یک کسری صندوق
6- رقابت ناسالم دو بانک
7- چهار نکنه جالب در مورد موبایل
8- ایران چک تقلبی به روش جدید
9- پاسخ وبلاگ نویس ایرانی به بیبیسی
10-و چند مطلب زیبای دیگر. همگی در ادامه همین مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: نگاهی به وبلاگ همکاران، خاطرات و دلنوشته ها،

دراین قسمت خواهیم خواند:
2- همـکار تـازه وارد
3- ماجرای تله مــوش
4- ماجرای هیـزم شـکن
5- ماجرای یک کسری صندوق
6- رقابت ناسالم دو بانک
7- چهار نکنه جالب در مورد موبایل
8- ایران چک تقلبی به روش جدید
9- پاسخ وبلاگ نویس ایرانی به بیبیسی
10-و چند مطلب زیبای دیگر. همگی در ادامه همین مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: نگاهی به وبلاگ همکاران، خاطرات و دلنوشته ها،
ارسال توسط حسین كمیلی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 8 دی 1390
سلام؛
در این مطلب قصد دارم به معرفی موبایل بانکینگ
و نرم افزارهای مربوطه در هر بانک بپردازم.
پس به ادامه مطلب توجه فرماییـــــــــــــد...
ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب بانکی،
دنبالک ها: محاسبه شبا کلیه بانکها، حساب ممتاز بانک مسکن، حساب مسکن جوانان، نحوه قسط بندی اقساط،
ارسال توسط حسین كمیلی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 1 دی 1390
سلام
در این قسمت نیز عکسهایی از همکاران عزیز را قرار خواهم داد. اما قبل از آن به مناسبت 17دیماه ؛ از مردی خواهم نوشت که با وجود اینکه نزدیک به نیم قرن از وفات او میگذرد اما همچنان نام و یاد او زنده است و جاودان.
از همکاران عزیز خواهشمندم که مطلب زیر را با دقت مطالعه نمایند.
ادامه مطلب
طبقه بندی: عکس یادگاری،
در این قسمت نیز عکسهایی از همکاران عزیز را قرار خواهم داد. اما قبل از آن به مناسبت 17دیماه ؛ از مردی خواهم نوشت که با وجود اینکه نزدیک به نیم قرن از وفات او میگذرد اما همچنان نام و یاد او زنده است و جاودان.
از همکاران عزیز خواهشمندم که مطلب زیر را با دقت مطالعه نمایند.
مجلس ختم او پر بود از زن و مرد و پیر و
جوان که در ماتم از دست دادن پهلوانی بزرگ اشک میریختند و بر سروسینه
میزدند اما در گوشهای از مجلس آنچه که بیش از هرچیز جلب توجه میکرد صدای
هقهق جوانی موبور،سفیدچهره و درشت اندام بود که شناختن او بیشتر ازهرچیز ذهنها را
به خود مشغول کرده بود.
سرش را به پایین انداخته و همچون ابر بهاری میگریست .... براستی او که بود؟؟؟؟
... وقتی سرش را بالا گرفت فورا او را شناختم!
الکساندر مدوید قهرمان جهان از روسیه !!
الکساندر مدوید،در حالی که میگریست میگفت: "در طول مدتی که کشتی گرفتهام، شجاعتر،
خوش خُلقتر و مهربانتر از تختی ندیدهام." مدوید خاطره جالبی از تختی دارد : «در سال ۱۹۶۲ در تولیدوی آمریکا من و تختی دیدار نهائی را برگزار کردیم. در جریان مسابقه ها، پای راست من به شدت ضرب دیده بود و روحیه ام را خراب کرده بود. من فکرم متوجه تختی بود که باید با این پای ناجور با او مبارزه می کردم، به راستی من تا آن موقع از خصوصیات اخلاقی، رفتار و کردار انسانی و والای تختی خبرنداشتم. اما در آنجا به عظمت، انسانیت و جوانمردی تختی پی بردم و تحت تاثیرآن قرار گرفتم. او که شنیده بود پای راست من ضرب دیده با این پا به خوبی رفتار کرد و هر گز نخواست با گرفتن این پا مرا زجر دهد. او تا پایان بازی، مرد و مردانه تمیز کشتی گرفت و از پای آسیب دیده من استفاده نکرد و مرا غرق اعجاب و تحسین کرد.» یادش گرامی.
بلـــــــه و این درسی است برای همه ما که در محیط کاری؛ خدای ناکرده نقاط ضعف همدیگر را بزرگنمایی نکرده و از آنها به عنوان سکوی پرش خود استفاده ننماییم. پیشرفت و موفقیت(و نیز عاقبت بخیری ما) در همین ارتباط صمیمانه با دیگران است و بس.





و اما عکسهای یادگاری :
سرش را به پایین انداخته و همچون ابر بهاری میگریست .... براستی او که بود؟؟؟؟
... وقتی سرش را بالا گرفت فورا او را شناختم! الکساندر مدوید قهرمان جهان از روسیه !!
الکساندر مدوید،در حالی که میگریست میگفت: "در طول مدتی که کشتی گرفتهام، شجاعتر،
خوش خُلقتر و مهربانتر از تختی ندیدهام." مدوید خاطره جالبی از تختی دارد : «در سال ۱۹۶۲ در تولیدوی آمریکا من و تختی دیدار نهائی را برگزار کردیم. در جریان مسابقه ها، پای راست من به شدت ضرب دیده بود و روحیه ام را خراب کرده بود. من فکرم متوجه تختی بود که باید با این پای ناجور با او مبارزه می کردم، به راستی من تا آن موقع از خصوصیات اخلاقی، رفتار و کردار انسانی و والای تختی خبرنداشتم. اما در آنجا به عظمت، انسانیت و جوانمردی تختی پی بردم و تحت تاثیرآن قرار گرفتم. او که شنیده بود پای راست من ضرب دیده با این پا به خوبی رفتار کرد و هر گز نخواست با گرفتن این پا مرا زجر دهد. او تا پایان بازی، مرد و مردانه تمیز کشتی گرفت و از پای آسیب دیده من استفاده نکرد و مرا غرق اعجاب و تحسین کرد.» یادش گرامی.بلـــــــه و این درسی است برای همه ما که در محیط کاری؛ خدای ناکرده نقاط ضعف همدیگر را بزرگنمایی نکرده و از آنها به عنوان سکوی پرش خود استفاده ننماییم. پیشرفت و موفقیت(و نیز عاقبت بخیری ما) در همین ارتباط صمیمانه با دیگران است و بس.





و اما عکسهای یادگاری :
در ادامه مطلب سری یازدهم عکسهای یادگاری همکاران عزیز را مشاهده خواهید نمود.
ادامه مطلب
طبقه بندی: عکس یادگاری،
ارسال توسط حسین كمیلی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 22 آذر 1390
سلام
....................... 
1- مشاهدات من از مقابل بانک ملی مرکزی مشهد - دو تا سکه دادیم یک تلویزیون گرفتیم!
2- لطفا شست مبارک را فشـــــار دهید! - تاملی در انتخابات مجلس شورای اسلامی
3- وقتی نهادهای دولتی، اینچنین عمل میکنند از مردم عادی چه انتظاری دارید؟
4- مقایسه ای بین دو استاد - فرشچیان و شجریان
همگی در ادامه همین مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: گذری و نظری،
تصمیم داشتم مطالب کوتاه و متفرقه را که به نوعی روزنوشت محسوب میشود در گوگل پلاس خود قرار دهم اما نمیدانم چرا چند وقت است که براحتی نمیتوانم وارد Google Plus شوم و لذا برای اینکه برام عقده نشه(!) این چند تا مطلب را در همینجا قرار میدهم. امیدوارم که مورد توجه شما قرار گیرد.
1- مشاهدات من از مقابل بانک ملی مرکزی مشهد - دو تا سکه دادیم یک تلویزیون گرفتیم!
2- لطفا شست مبارک را فشـــــار دهید! - تاملی در انتخابات مجلس شورای اسلامی
3- وقتی نهادهای دولتی، اینچنین عمل میکنند از مردم عادی چه انتظاری دارید؟
4- مقایسه ای بین دو استاد - فرشچیان و شجریان
همگی در ادامه همین مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: گذری و نظری،
ارسال توسط حسین كمیلی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 16 آذر 1390
سلام
ادامه مطلب
طبقه بندی: نکته ها و پندها، خاطرات و دلنوشته ها،
در اینکه تمام سعی و تلاش اکثر ما افراد بخاطر تامین آسایش خود و خانواده مان میباشد بحثی نیست.و در اینکه انسانهای بسیاری نیز وجود دارند که تلاش بسیاری در جهت تامین آسایش دیگران مینمایند هم شکی وجود ندارد.
داستان اسکروچ خسیس را حتما بخاطر دارید.اما این داستان علی الظاهر تخیلی؛ متاسفانه شده است داستان زندگی بسیاری از ما مردمان که سر در گریبان برده و جز کار و حرفه خود به هیچ چیز دیگر نمی اندیشیم.اما هنگامی چشم باز میکنیم که بسیار دیر شده و فرصت جبران به انتها رسیده است.
دو خاطره:
1- اقوام پیرمرد به داخل بانک یورش آورده تا آنچه را که او سالها ذره ذره بر هم نهاده بود بین خود تقسیم کنند و چه شادی زاید الوصفی بود مرگ او برای خانواده اش... !!!
2- حالا فهمیده بود که هر سه داماد او دندان تیز کرده اند تا لحظه مرگ او فرا رسد. و اینچنین بود که فکر بکری به ذهن او رسید.... !!!
مطالب فوق ؛ داستان زندگی دو نفر از همین مردم است . آنهایی که فقط کار کردند و کار . اندوختند و نخوردند و نبخشیدند. تا اینکه وقت امتحان به پایان رسید و باید برگه ها را بالا میگرفتند . دیگر فرصتی برای نوشتن نداشتند....
ادامه این دو روایت و داستان واقعی و فوق العاده جالب و عبرت انگیز را در ادامه همین مطلب مطالعه بفرمایید.
داستان اسکروچ خسیس را حتما بخاطر دارید.اما این داستان علی الظاهر تخیلی؛ متاسفانه شده است داستان زندگی بسیاری از ما مردمان که سر در گریبان برده و جز کار و حرفه خود به هیچ چیز دیگر نمی اندیشیم.اما هنگامی چشم باز میکنیم که بسیار دیر شده و فرصت جبران به انتها رسیده است.دو خاطره:
1- اقوام پیرمرد به داخل بانک یورش آورده تا آنچه را که او سالها ذره ذره بر هم نهاده بود بین خود تقسیم کنند و چه شادی زاید الوصفی بود مرگ او برای خانواده اش... !!!
2- حالا فهمیده بود که هر سه داماد او دندان تیز کرده اند تا لحظه مرگ او فرا رسد. و اینچنین بود که فکر بکری به ذهن او رسید.... !!!
مطالب فوق ؛ داستان زندگی دو نفر از همین مردم است . آنهایی که فقط کار کردند و کار . اندوختند و نخوردند و نبخشیدند. تا اینکه وقت امتحان به پایان رسید و باید برگه ها را بالا میگرفتند . دیگر فرصتی برای نوشتن نداشتند....
ادامه این دو روایت و داستان واقعی و فوق العاده جالب و عبرت انگیز را در ادامه همین مطلب مطالعه بفرمایید.
ادامه مطلب
طبقه بندی: نکته ها و پندها، خاطرات و دلنوشته ها،
ارسال توسط حسین كمیلی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 30 آبان 1390
مدیریت بر زیرمجموعه در شرایطی كه بیشترین آنان افراد تحصیلكرده و اهل مطالعه باشند بسیار دشوار و درعین حال ساده است(؟!)
دشوار است چون همه افعال شما را زیرنظر میگیرند و تجزیه و تحلیل میكنند. و ساده است چون میفهمند!
دشوار است چون همه افعال شما را زیرنظر میگیرند و تجزیه و تحلیل میكنند. و ساده است چون میفهمند!
ســلام؛
مطلبی
را که در این قسمت مشاهده خواهید نمود مربوط میشود به خاطرات شخصی جناب
آقای حسین زاده از اعضای محترم هیئت مدیره بانک ملی ایران.من که شخصا از
خواندن این خاطرات؛ بسیار لذت بردم و لذا یک پرینت از آن تهیه نموده تا در
اختیار همکارانم قرار دهم.همچنین قسمتهای اصلی را های لایت نموده و زیر
برخی از مطالب خط کشیدم.در ابتدا این مطالب را در اختیار یکی از همکاران
بازنشسته که دارای سابقه مدیریتی میباشند قرار دادم که نظر ایشان را جویا
شوم.ایشان در ابتدا ضمن ابراز بی میلی نسبت به خواندن اینگونه مطالب؛
نداشتن فرصت کافی را پیش کشیدند اما موقعی که قسمتی از این خاطرات را برای
ایشان تعریف نمودم کاغذهای منگنه شده را ازمن گرفته و شروع به مطالعه
نمودند.لحظاتی بعد وقتی چشمم به ایشان افتاد که عینک خود را به پایین
کشانده و غرق در مطالعه این مطلب بود! وقتی هم خواندن این خاطرات را به
اتمام رساند در حالیکه برقی را در چشمانش مشاهده مینمودم اظهار داشت: "عالی
بود.احسنت..."!*******************************
آن تغییرات هم چارهساز نشدند. آب همان بود و كوزه همان.
شعبه روز به روز در تمامی شاخصها سقوط می کرد و رو به زوال می رفت.
می دانستم كاركنان با اعصابی خرد و داغان با مراجعین و مشتریان برخورد میكنند.
تصاویر همكاران آن شعبه كه با چه مشقتی كار میكنند از ذهنم دور نمیشد. چهره های همیشه غمگینشان مرا رها نمی کرد. ....
خواندن کامل این مطلب را که در قالب
خاطراتی زیبا بیان گردیده است به همه بازدیدکنندگان وبلاگ - خواه علاقه
مندان به مبحث مدیریت و خواه سایر بازدیدکنندگان - توصیه میکنم.ادامه مطلب
طبقه بندی: نکته ها و پندها، خاطرات و دلنوشته ها،
ارسال توسط حسین كمیلی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 26 آبان 1390
سلام؛
اصلا دوست ندارم که به جرگه کسانی بپیوندم که بدون آشنایی با الفبای بانکداری و صرفا بخاطر برخی ملاحظات؛ هر چند وقت یکبار سیستم بانکی کشور را به باد انتقاد میگیرند و از هزیان گویی و پرگویی در این رابطه ابایی ندارند.مثل اینکه موج سواران وطنی وال استریت پس از ماجرای اختلاس مشکوک و وحشتناک اخیر موقعیت مناسبی را گیر آورده اند.نمونه اش دو نفر از آقایان که در برنامه ای تلویزیونی؛ دست به دست هم داده تا برای اصلاح امور(و نه برای ملاحظه ای دیگر که در پیش رو داریم...) بانکها را به توپ بسته و راست و ناراست(!) تحویل بینندگان برنامه دهند.نمیدانم چرا تهیه کننده محترم برنامه؛یک نفر کارشناس بانکی رو نیاورده بودند که لااقل جلو اونا رو بگیره تا خدای نکرده با این سرعت زیاد یک وقت چپ نکنند!...
و اما بعد:
عزیزان همکار بانک مرکزی !!
و سایر عزیزان دست اندرکار(؟!) ؛
مثل اینکه هنوز پس از اینهمه سال زندگی و کار در لوای یک حکومت شیعی؛ هنوز هم کاملا متوجه نشده ایم که عید غدیر خم ، بزرگترین عید مذهبی خاص شیعیان آقا علی ابن ابی طالب علیه السلام میباشد.دوستان و همکاران عزیز! آمدن عید غدیر فقط به تهیه تبریکهای تلویزیونی؛پیامکهای انبوه تبریک و یا یک روز تعطیلی و در کنار خانواده بودن نیست.عید غدیر به نوعی عید ملی ما ایرانیان و نشانگر هویت مذهبی ما میباشد.
حال با این اوصاف؛ چرا در اجرای وظیفه ای که در این رابطه بر عهده ما قرار داده شده است اغفال نموده و سال به سال ؛ اجرای آن را بصورت ناقص تری اجرا میکنیم.
بحث در مورد "پول نو" میباشد که بر اساس سنتی دیرینه در روز عیدمبارک غدیر؛از جانب سادات بعنوان نوعی تبرک و تیمن ؛ به کسانی که به دست بوس آنها میروند اهدا میشود. و این نه صرفا احترام به یک شخص خاص ؛ بلکه احترام به پیامبر گرامی اسلام و خاندان پاک ایشان میباشد.
متاسفانه امسال نیز ....
سه سوال اساسی در این مورد و سه پی نوشت مرتبط را در ادامه مطلب خواهید خواند.
اصلا دوست ندارم که به جرگه کسانی بپیوندم که بدون آشنایی با الفبای بانکداری و صرفا بخاطر برخی ملاحظات؛ هر چند وقت یکبار سیستم بانکی کشور را به باد انتقاد میگیرند و از هزیان گویی و پرگویی در این رابطه ابایی ندارند.مثل اینکه موج سواران وطنی وال استریت پس از ماجرای اختلاس مشکوک و وحشتناک اخیر موقعیت مناسبی را گیر آورده اند.نمونه اش دو نفر از آقایان که در برنامه ای تلویزیونی؛ دست به دست هم داده تا برای اصلاح امور(و نه برای ملاحظه ای دیگر که در پیش رو داریم...) بانکها را به توپ بسته و راست و ناراست(!) تحویل بینندگان برنامه دهند.نمیدانم چرا تهیه کننده محترم برنامه؛یک نفر کارشناس بانکی رو نیاورده بودند که لااقل جلو اونا رو بگیره تا خدای نکرده با این سرعت زیاد یک وقت چپ نکنند!...
و اما بعد:
عزیزان همکار بانک مرکزی !!و سایر عزیزان دست اندرکار(؟!) ؛
مثل اینکه هنوز پس از اینهمه سال زندگی و کار در لوای یک حکومت شیعی؛ هنوز هم کاملا متوجه نشده ایم که عید غدیر خم ، بزرگترین عید مذهبی خاص شیعیان آقا علی ابن ابی طالب علیه السلام میباشد.دوستان و همکاران عزیز! آمدن عید غدیر فقط به تهیه تبریکهای تلویزیونی؛پیامکهای انبوه تبریک و یا یک روز تعطیلی و در کنار خانواده بودن نیست.عید غدیر به نوعی عید ملی ما ایرانیان و نشانگر هویت مذهبی ما میباشد.
حال با این اوصاف؛ چرا در اجرای وظیفه ای که در این رابطه بر عهده ما قرار داده شده است اغفال نموده و سال به سال ؛ اجرای آن را بصورت ناقص تری اجرا میکنیم.
بحث در مورد "پول نو" میباشد که بر اساس سنتی دیرینه در روز عیدمبارک غدیر؛از جانب سادات بعنوان نوعی تبرک و تیمن ؛ به کسانی که به دست بوس آنها میروند اهدا میشود. و این نه صرفا احترام به یک شخص خاص ؛ بلکه احترام به پیامبر گرامی اسلام و خاندان پاک ایشان میباشد.
متاسفانه امسال نیز ....
سه سوال اساسی در این مورد و سه پی نوشت مرتبط را در ادامه مطلب خواهید خواند.
ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب بانکی، یک مطلب دیگر،
ارسال توسط حسین كمیلی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 18 آبان 1390
سلام ؛عجب هوای سردی شده ها!!!
در حال نوشتن و سر و جمع کردن قسمت دوم "یادداشتهای مدیریتی" هستم که مربوط میشود به خاطرات جناب حسین زاده در بانک ملی. این نوشتار، چالشهای مدیریتی ایشان را در هنگام تصدی
ریاست یکی از شعب بررسی مینماید. حتما شما نیز از خواندن این مطلب لذت برده و استفاده خواهید نمود.
در این فاصله جهت دوستانی که لطف دارن و به وبلاگ سر میزنند بخش "معرفی سایتهای جالب" را به روز نمودم که معرفی چند تا سایت جالب؛متنوع و کاربردی را در این قسمت خواهیم دید.
در حال نوشتن و سر و جمع کردن قسمت دوم "یادداشتهای مدیریتی" هستم که مربوط میشود به خاطرات جناب حسین زاده در بانک ملی. این نوشتار، چالشهای مدیریتی ایشان را در هنگام تصدی
ریاست یکی از شعب بررسی مینماید. حتما شما نیز از خواندن این مطلب لذت برده و استفاده خواهید نمود.در این فاصله جهت دوستانی که لطف دارن و به وبلاگ سر میزنند بخش "معرفی سایتهای جالب" را به روز نمودم که معرفی چند تا سایت جالب؛متنوع و کاربردی را در این قسمت خواهیم دید.
طبقه بندی: یک مطلب دیگر،
ارسال توسط حسین كمیلی
آخرین مطالب
امروز :
تبلیغات 












